در این بخش سعی شده شما عزیزان را با نجوم در ارتباط با ادبیات آشنا کنیم.
آسمان از دیرباز ذهن بشر را به خود مشغول کرده است به همین علت عرفا و شاعران را وادار به مدح و ستایش خود و گاه پیش بینی هایی درباره آینده کرده است. در این بین بعضی از شاعران با الهام گرفتن از نام های ستارگان یا صور فلکی به سرودن اشعار نجومی پرداخته اند.
شما نیز اگر سروده ای از شاعران یا از خود درباره ی نجوم در اختیار دارید برای ما بفرستید تا در این صفحه به نمایش درآید.
چيست اين سقف بلند ساده بسيار نقش زين معما هيچ دانا در جهان آگاه نيست
این چرخ و فلک که ما در او حیرانیم فانوس خیال از او مثالی دانیم
خورشید چراغدان و عالم فانوس ما چو صوریم کاندرو حیرانیم
( خیام نیشابوری)
خداوند نام و خداوند جاي خداوند روزي ده رهنماي
خداوند كيهان و گردان سپهر فروزنده ماه و ناهيد و مهر
( حكيم ابوالقاسم فردوسي)
قدرت ستارگان و اجرام آسماني را حتي در اشعار هستي بخش ادبيات فارسي ميتوان جست و جو كرد و البته شيوايي و زيبايي قلم فردوسي جايگاه تحسين بر انگيز خود را دارد.ستارگان و سيارات در ادبيات و فرهنگ ايرانيان معنا و مفهوم خاص خود را داشته و دارند.
به عنوان مثال:
1-عطارد(تير): كه كوچكترين سياره منظومه شمسي است و در ادبيات پيشينيان آنرا دبير ملك ميپنداشتند.
2-ناهيد(زهره = ونوس):دومين سياره منظومه شمسي و همچنين نزديكترين سياره به زمين است كه پيشينيان آن را نوازنده فلك ميدانستند.
بر خيزيم و زندگي ز سر گيريم وين رنج دل از ميانه بر گيريم
ناهيد به زخمه تيز تر گردد چون من سر خامه تيز تر گيرم
كلك از كف تير سرنگون گردد چون من ز خدنگ خامه سر گيرم
(محمد تقي بهار)
3-بهرام(مريخ = مارس): اين سياره را به دليل سرخ رنگي اش ستاره جنگ و جنگ جويان ميدانستند و ظهورش در آسمان نداي جنگ را سر ميداد. البته اين پيشگويي ها را افراد مجرب و حازق آن دوران كه در دربار شاهان بودند انجام ميدادند.
نكته : در قديم چون تفاوت سياره و ستاره را نميدانستند سيارات را ستاره ميخواندند.
4-زحل(كيوان = ساترن):سياره زحل با حلقه هاي شگفت انگيزش به زيبايي شهرت دارد اما در قديم آن را نماد بد شگوني ميدانستند.
شبگير كنم به صفهُ بهرام وان دشنهُ سرخش از كمر گيرم
زان نحس كه بر تراود از كيوان بال و پر و پويه و اثر گيرم
(محمد تقي بهار)
جرم خورشيد دوش گه شام سر به مغرب فرو كشيد تمام
بـه تعجب همی نظر كرديم من و معشوق من ز گوشه بام
تير در پيش چهره ي زهره از خجالت مي شكست اقلام
تيغ مريخ در دم عقرب تخت خورشيد بر سر ضرغام
دلو كيوان در اوفتاده به چاه ماهي مشتري رميده ز دام
جدی مفتون خوشه ي گندم بره مذبوح خنجر بهرام
اسد اندر تحير از پي ثور گام بگشاده تا بيايد كام
این که خاک سیهش بالین است اختر شعر و ادب پروین است
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشک به فضا
لمس تنهایی ماه
فکر بوییدن گل در کره ی دیگر
(سهراب سپهری)
در این هیجان و شوق پروار شدم شب ناشده من منتظر یار شدم
ای علم نجوم شب ز تو جان میگیرد تو عشق منی من ز تو هشیار شدم
بیا ای دوست با من هم صدا شو بیا ای دوست با من بینوا شو
در این مهتاب پر نور دل من بیا ای دوست با من شبنما شو
(محمد حسین حمیدیان)








آوا استار




