برای این بار شعری از حافظ را آورده ایم که به زیبایی هر چه تمام تر از زیبایی های آسمان در شعر خود و رساندن مفهیم عمیق آن بهره می برد و این زیبایی است که فقط در شعر بزرگان دیده می شود

| مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو | یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو | |
| گفتم ای بخت بخسبیدی و خورشید دمید | گفت با این همه از سابقه نومید مشو | |
| گر روی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک | از چراغ تو به خورشید رسد صد پرتو | |
| تکیه بر اختر شب دزد مکن کاین عیار | تاج کاووس ببرد و کمر کیخسرو | |
| گوشوار زر و لعل ار چه گران دارد گوش | دور خوبی گذران است نصیحت بشنو | |
| چشم بد دور ز خال تو که در عرصه حسن | بیدقی راند که برد از مه و خورشید گرو | |
| آسمان گو مفروش این عظمت کاندر عشق | خرمن مه به جوی خوشه پروین به دو جو | |
| آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت | حافظ این خرقه پشمینه بینداز و برو |
منظور از سابقه در بیت دوم اشاره به سبقت رحمت خدا دارد








آوا استار




